نون

(اِ.)
۱- چاه زنخدان.
۲- تنه درخت.

    نون

    (حر.) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی.

      نوند

      (نَ وَ)
      ۱- (اِ.) پیک، نامه بر.
      ۲- (ص.) تیزرو، تندرو.

        نونهال

        (نُ. نِ) (اِمر.)
        ۱- نهال تازه، درخت جوان.
        ۲- کنایه از: کودک، خردسال.

          نونوار

          (نُ. نَ) (ص مر.) (عا.) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.

            نوه

            (نَ وِ) (اِ.) فرزندزاده، نبیره.

              پیمایش به بالا