های و هوی

(یُ) (اِ.)
۱- شور و غوغا، هیاهو.
۲- ناله و افغان در مصیبت و ماتم.

    هایج

    (یِ) [ ع. هائج ] (اِ فا.)
    ۱- برانگیزنده.
    ۲- جوشش، خشم.

      هایل

      (یِ) [ ع. هائل ] (اِ فا.) هولناک، ترساننده

        هایم

        (یِ) [ ع. هائم ] (ص فا.)شیفته، پریشان – حال، سرگشته.

          هباء

          (هَ) [ ع. ] (اِ.) گرد و غبار. ج. اهباء.

            هبائب

            (هَ ئِ) [ ع. ] (ص.) پاره پاره شده (ثوب)، دریده شده.

              پیمایش به بالا