همت

(ه مَُ) [ ع. همه ]
۱- (مص م.) قصد کردن.
۲- خواستن.
۳- (اِمص.) اراده، قصد.
۴- خواست.
۵- سعی، کوشش.
۶- (اِ.) اراده قوی، عزم جزم.
۷- بلندنظری، سعه صدر.
۸- دلیری، شجاعت.
۹- کمال مطلوب.

    همت بستن

    (هِ مَّ. بَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- عزم جزم کردن.
    ۲- توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.

      همتا

      (هَ) (ص.)
      ۱- نظیر، مانند.
      ۲- معادل، مساوی.

        همج

        (هَ مَ)(اِ.)۱ – نوعی مگس که روی گوسفند و خر نشیند.۲ – گوسفند لاغر.۳ – میش کلانسال.
        ۴- مردم فرومایه و احم ق.

          همدرد

          (~. دَ) (ص مر.)
          ۱- دو یا چند کسی که دارای یک نوع درد باشند.
          ۲- شریک غم دیگری، غم خوار.

            پیمایش به بالا