هموار

(هَ) [ په. ] (ص.)
۱- مسطح، صاف.
۲- نرم و آهسته.

    هموسکسوآلیسم

    (هِ مُ س سُ) [ فر. ] (اِ.) ارضاء و تشفی غریزه جنسی با همجنس، عارضه تمایل به همجنس.

      هموفیلی

      (هِ مُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری ارثی خونی که در آن انعقاد خون به کندی صورت می‌گیرد.

        هموگلوبین

        (هِ گُ لُ) [ فر. ] (اِ.) یکی از رنگ دانه‌های تنفسی است که در خون مهره داران و معدودی از بی مهرگان وجود دارد.

          هموم

          (هُ) [ ع. ] (اِ.) جِ هم ؛ اندوه‌ها.

            همی

            (هَ) [ په. ] (پش.) پیشوندی است که بر سر فعل ماضی، مضارع و امر درآید: همی رود، همی رو.

              همیدون

              (هَ) (ق.)
              ۱- اکنون، همین دم.
              ۲- هم چنین، به این طریق.

                پیمایش به بالا