هنگفت

(هَ گُ) (ص.)۱ – ستبر، کلفت.
۲- بسیار، فراوان.

    هنوز

    (هَ) (ق.) تا این زمان، تا این هنگام، تاکنون.

      هنی

      (هَ) [ ع. هنی ء ] (ص.)
      ۱- گوارا.
      ۲- آن چه بی رنج و بی زحمت به دست آید.

        هنیز

        (هَ) (ق.)
        ۱- هنوز.
        ۲- نیز، هم چنین.

          هو

          (~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.

            هو

            (هُ وَ) [ ع. ] (ضم.)
            ۱- ضمیر مفرد مذکر غایب: او، آن.
            ۲- در نزد عرفا منظور خداوند است.

              پیمایش به بالا