(هَ گُ) (ص.)۱ – ستبر، کلفت. ۲- بسیار، فراوان.
(هَ) (ق.) تا این زمان، تا این هنگام، تاکنون.
(هَ) [ ع. هنی ء ] (ص.) ۱- گوارا. ۲- آن چه بی رنج و بی زحمت به دست آید.
(هَ) (ق.) ۱- هنوز. ۲- نیز، هم چنین.
(هُ) (اِ.) (عا.) صدا، آواز، فریاد.
(~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.
(هُ وَ) [ ع. ] (ضم.) ۱- ضمیر مفرد مذکر غایب: او، آن. ۲- در نزد عرفا منظور خداوند است.
(هُ. اَ تَ) (مص ل.) (عا.) چو انداختن، شایعه پراکندن.
(هُ. دَ) (مص ل.) (عا.) شایع شدن.
(هُ. کَ دَ) (مص م.) مسخره کردن، بی آبرو کردن.