هیمنه

(هَ مَ نِ) [ ع. هیمنه ] (مص ل.)
۱- آمین گفتن.
۲- نگهبانی کردن.
۳- در فارسی: وقار، شکوه.

    هین

    (هِ) (شب جم.)
    ۱- کلمه تأکید به معنی زودباش، شتاب کن.
    ۲- کلمه اشاره به معنی این و اینک.
    ۳- کلمه تنبیه به معنی: هان، آگاه باش.

      هیهات

      (هَ) [ ع. ]
      ۱- اسم فعل به معنی: دور است.
      ۲- در فارسی به معنای حسرت، دریغ، دریغا.

        هیولا

        (هَ) [ ع. ] (اِ.) مأخوذ از یونانی.
        ۱- ماده اولی، اصل هر چیز.
        ۲- در فارسی به معنای صورت، هیکل.
        ۳- (عا.) غول، عظیم الجثه.

          پیمایش به بالا