ورزنده

(وَ زَ دِ یا دَ) (اِفا.)
۱- کارکننده.
۲- مهارت کننده.
۳- حاصل کننده.
۴- کوشنده.
۵- زراعت کننده.

    ورزه

    (وَ زَ)(اِ.)۱ – کار کردن.
    ۲- مهارت.
    ۳- حصول.
    ۴- کوشش.
    ۵- زراعت.
    ۶- صنعت، حرفه.

      ورزیدن

      (وَ دَ) (مص ل.)
      ۱- ورزش کردن، تمرین کردن.
      ۲- به کار بردن.
      ۳- به دست آوردن.

        ورزیده

        (وَ دِ) (ص مف.)
        ۱- کارآزموده، با تجربه.
        ۲- نیرومند.

          ورس

          (و ر) (اِ.)
          ۱- طنابی که از خوشه‌های خشکیده برنج باشد.
          ۲- ریسمانی که از موی گاو بافته می‌شود و شاخه‌های برسم را با آن به هم می‌پیوندند (و آن از لوازم آتشگاه است).

            ورس

            (وَ)(اِ.)مهار شُتر، چوبی که در بینی شتر کنند.

              ورساد

              (وِ) [ روس. ] (اِ.) ابزاری برای حروف – چینی دستی که عرض آن بر حسب طول سطر کم و زیاد می‌شد.

                پیمایش به بالا