ورساز

(وَ) (ص.)
۱- جوان زیبا و آراسته.
۲- زیرک، هوشیار.

    ورسی

    (وَ) (~.) (ص نسب.)
    ۱- نوعی از کبوتر که رنگش مایل به سرخی و زردی است.
    ۲- کاسه زرین نیکو.

      ورش

      (وَ) [ ع. ] (اِ.) طعامی که از شیر سازند.

        ورشان

        (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.

          ورشک

          (وَ شَ) (اِ.) کیسه کوچکی که در آن دارو می‌ریختند.

            ورشکسته

            (وَ شِ کَ تِ)(ص مف.)=ورشکست. ورشکستن: کسی که سرمایه و مال خود را از دست داده.

              پیمایش به بالا