(تِ) (اِمف.) ۱- پیدا کرده. ۲- شناخته. ۳- به دست آورده.
(فِ) (ص.) یاوه، بی معنی، بیهوده.
(~. دَ)(ص فا.) بیهوده گو، ژاژخای.
[ ع. ] (اِ.) محل التقای استخوان مقدم سر به استخوان مؤخر سر، جان دانه.
[ ع. ] (اِ.) از سنگهای معدنی گران بها به رنگهای سرخ، زرد، کبود.
۱ – (اِ.) نوعی از انگور که دانههای آن ریز و سرخ رنگ است. ۲- (ص نسب.) به رنگ یاقوت.
(کَ) (اِ.) یاقوت.
(اِ.) ۱- گردن. ۲- بن گردن. ۳- موی گردن اسب. ۴- زور، قدرت.
(بَ وَ دَ)(مص ل.)گردن کشیدن، سرافرازی نمودن.
(لُ) (اِمر.) توش و توان، نیرو، زورمندی.