بحت

(بَ) [ ع. ] (ص.) ناب، ساده، ویژه.

    بحر

    (بَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – دریا. ج. بحار.
    ۲- وزن شعر.

      بحران

      (بُ) [ ع. ] (اِ.) آشفتگی و تغییر حالت ناگهانی، بالاترین مرحله یک جریان.

        بحرانی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به بحران.
        ۱- تغییر حالت و آشفتگی مریض.
        ۲- وضع غیرعادی در امری از امور مملکتی.

          بحمدالله

          (بِ حَ دِ لْ لا) [ ع. ] (شب جم.) سپاس خدای را، ستایش خدای را. ؛ ~والمنه سپاس خدای را و منت از او.

            پیمایش به بالا