بختی

(بُ) (اِ.) شتر قوی هیکل دو کوهانه.

    بخس

    (بَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- زراعت دیم.
    ۲- ارزان، ناچیز.

      بخسیده

      (بَ دِ)(ص مف.)۱ – گداخته.
      ۲- پژمرده.
      ۳- رنجیده.

        بخش

        (بَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- قسمت، بهره.
        ۲- تقسیم.
        ۳- در تقسیمات کشوری، از شهر کوچکتر و از ده بزرگتر که شامل چند روستا می‌شود.
        ۴- چند کشتی جنگی که تحت فرماندهی یک تن باشد؛ اسکادران.
        ۵- واحدی از یک سازمان که کار ویژه‌ای را بر عهده دارد.
        ۶- قسمتی از یک فصل کتاب.
        ۷- هجا (زبان شناسی).
        ۸- جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب: جانبخش، روحبخش.

          پیمایش به بالا