بدهی

(~.) (اِ.)
۱- آنچه بدهکار باید به بستانکار بپردازد.
۲- قرض.

    بدو

    (بَ) [ ع. ] (اِ.) اوُل، آغاز، ابتدا.

      بدواً

      (بَ وَ نْ) [ ع. ] (ق.) در آغاز، در ابتدا.

        بدون

        (بِ نِ) (ص. ق.)
        ۱- فاقد، بی بهره.
        ۲- بی (نشانه فقدان یا نبودن).

          بدویت

          (بَ دَ یَّ) [ ع. بدویه ] (اِمص.)
          ۱- بادیه نشینی، بیابان گردی.
          ۲- عقب ماندگی.

            بدیع

            (بَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
            ۱- نو، تازه.
            ۲- دانشی که به بیان زیبایی‌های صنایع شعری می‌پردازد.
            ۳- عجیب، نادر.

              پیمایش به بالا