بدیهه

(بَ هِ) [ ع. بدیهه ] (اِ.) بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن.

    بدیهی

    (بَ) [ ع. ] (ص نسب.)
    ۱- روشن، آشکار.
    ۲- آن چه که عقل برای پذیرفتنش نیاز به استدلال ندارد.

      بدیهیات

      (بَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ بدیهه.
      ۱- امور بدیهی، چیزهای کاملاً آشکار و واضح.
      ۲- وقایع غیرمنتظره.

        بذر

        (بَ) [ ع. ] (اِ.) تخم، دانه. ج. بذور.

          پیمایش به بالا