(بَ. اُ دَ) (مص ل.) از میان رفتن، از بین رفتن.
(~. اَ تَ) (مص م.) ۱- بالا بردن پرچم. ۲- بنا کردن ساختمان.
(بُ) (ص.) خشمگین، عصبانی.
(~.) (اِ.) ۱- اسب تیزرو. ۲- مرکب رسول الله.
(بَ رَّ) [ ع. ] (ص.) درخشان، درخشنده.
(بُ. شُ دَ) (مص ل.) خشمگین شدن، با خشم به کسی نگاه کردن.
(بُ رّ) (ص.) دارای خاصیت یا توانایی بریدن.
(بَ اَ تَ) (مص م.)۱ – از بین بردن. ۲- سرنگون کردن. ۳- سنجیدن.
(~. کَ دَ) (مص م.) ۱- وارسی کردن، سنجیدن. ۲- نگریستن، دقت کردن.
(بِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی مشروب انگلیسی.