برد عجوز

(بَ دِ عَ) [ ع. ] (ص.) سرمای پیره – زن، هفت روز آخر زمستان.

    برداشت

    (بَ) (مص مر.)
    ۱- جمع آوری محصول.
    ۲- صبر، بردباری.
    ۳- پیشرفت و ترقی.
    ۴- عمل گرفتن چیزی قبل از موقع پرداخت یا تقسیم.

      برداشتن

      (بَ تَ) (مص م.)
      ۱- بلند کردن
      ۲- تحمل کردن.
      ۳- گرفتن.
      ۴- دزدیدن.
      ۵- از میان بردن.
      ۶- فراگرفتن.

        پیمایش به بالا