برکت

(بَ رَ کَ) [ ع. برکه ] (مص ل.)
۱- نمو کردن وافزودن.
۲- افزایش.
۳- یمن، خجستگی.
۴- نیکبختی. ج. برکات.

    برکشیدن

    (~. کِ دَ) (مص م.)
    ۱- بالا کشیدن چیزی.
    ۲- پیشرفت کردن، بلند مرتبه ساختن.
    ۳- چین دار کردن.

      برکشیده

      (~. کِ دِ) (ص مف.)
      ۱- بالا کشیده، ترقی کرده.
      ۳- نواخته، پرورده.
      ۴- ساخته و برپا شده.

        برکه

        (بِ کِ) [ ع. برکه ] (اِ.) آبگیر، تالاب.

          برکی

          (بَ رَ) (ص نسب. اِمر.) بافته‌ای از پشم شتر که درویشان از آن کلاه دوزند.

            برگ

            (بَ) (اِ.)
            ۱- توشه، آذوقه.
            ۲- اسباب و اثاثیه زندگی.
            ۳- میل، آرزو.
            ۴- اسباب و سامان.

              برگ

              (~.) [ په. ] (اِ.)
              ۱- اندامی از گیاه که از جوانه‌های روی ساقه یا شاخه پدید می‌آید، بلگ.
              ۲- واحدی برای کاغذ یا آنچه به صورت کاغذ است، ورق، ورقه.

                پیمایش به بالا