برهمن

(بَ رَ مَ) [ سنس. ] (ص. اِ.) = برهمند:
۱- عضو بالاترین طبقه در دین هندو.
۲- روحانی دین هندو.

    برهنه

    (ب ِ رَ نِ) [ په. ] (ص.)۱ – لخت، عریان.
    ۲- آشکار، پدیدار، فاش.

      برهوت

      (بَ رَ) (اِ.)
      ۱- وادی ای است در حَضَرموت.
      ۲- چاه مشهور به (بئر برهوت) د ر جوار وادی برهوت.
      ۳- هر جایی که در آن گیاه یا جانوری نباشد.

        برهود

        (بَ) (اِ.) نیم سوخته، چیزی که نزدیک به سوختن رسیده و حرارت آتش رنگ آن را تغییر داده باشد.

          برهودن

          (بَ هُ دَ) (مص ل.) نزدیک به سوختن رسیدن، در اثر حرارت تغییر رنگ دادن.

            پیمایش به بالا