بروت

(بُ)(اِ.)۱ – سبیل.
۲- مجازاً کبر و غرور.

    بروسین

    (بُ رُ) [ فر. ] (اِ.) شبه قلیایی که آن را از جوزالقی استخراج کنند. کریستال‌های آن استوانه‌ای شکل، بی رنگ و بی مزه‌است و از سمّهای مهلک محسوب می‌شود.

      بروشور

      (بُ رُ) [ فر. ] (اِ.) متن چاپی با تعداد صفحات معمولاً کم که اطلاعاتی درباره ویژگی‌های کالا یا نمایش یا نمایشگاه و نظایر آن به دست دهد، دفترک (فره)، کاتالوگ.

        بروفه

        (بُ یا بَ فِ) (اِ.) دستار، کمربند، شال که بر سر یا کمر بندند.

          برومند

          (بَ یا بُ مَ) (ص.)
          ۱- باردار، میوه دار.
          ۲- خرم، شاداب.
          ۳- کامیاب، برخوردار.

            پیمایش به بالا