بری

(بَ) [ ع. بری ء. ] (ص.) بی گناه، مبرا، پاک. مق. گناهکار.

    بری ء

    (بَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بی گناه.
    ۲- بیزار، برکنار.

      بریج

      (بِ) [ انگ. ] (اِ.)
      ۱- نوعی بازی ورق که چهار بازیکن دارد و دو به دو با هم بازی می‌کنند.
      ۲- در علم پزشکی نام دندان مصنوعی ای است که روی دو دندان طبیعی اطرافش تکیه داده می‌شود.

        بریجن

        (بِ جَ) (اِ.) = بریزن. برزن: تابه گلین یا سفالین که روی آن نان پزند؛ اجاق، تنور.

          برید

          (بَ) [ معر. ] (اِ.) نامه رسان، پیک، چاپار.

            بریدن

            (بُ دَ) [ په. ]
            ۱- (مص م.) جدا کردن، پاره کردن.
            ۲- پیمودن، سپردن.
            ۳- نقب زدن، حفر کردن.۴ – (مص ل.) خسته شدن، بی انگیزه شدن.

              پیمایش به بالا