بساطی

(بِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- خرده – فروش، خرازی فروش.
۲- کنایه از تریاکی و اهل عیش و نوش.

    بساک

    (بَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- تاجی از گل‌ها و ریاحین که پادشاهان و بزرگان روزهای عید و جشن و مردان در روز دامادی بر سر می‌گذاشتند.
    ۲- پرچم گل که دانه‌های گرده درون آن می‌باشد.

      بسام

      (بَ سّ) [ ع. ] (ص.) خندان، گشاده رو.

        بسامد

        (بَ مَ) (مص مر.)
        ۱- شمارش دفعه‌های چیزی در مدت معین یا دفعه‌های کاربرد واژه‌ای خاص در یک نوشته.
        ۲- فراوانی، وفور (ریاضی).
        ۳- فرکانس (فیزیک).

          پیمایش به بالا