بکارت

(بِ رَ) [ ع. بکاره ]
۱- (مص ل.) دوشیزه بودن.
۲- (اِمص.) دختری.
۳- تازگی.

    بکبکه

    (بَ بَ کِ) (اِ.)
    ۱- نان خورشی که از کشک و روغن آمیخته سازند.
    ۲- فساد کننده.
    ۳- در عربی به معنی ازدحام، رفت و آمد.

      بکتاش

      (بَ) (اِمر.)
      ۱- هر یک از خادمان یک امیر.
      ۲- بزرگ ایل و طایفه.

        بکتر

        (بَ تَ) (اِ.) زره، لباس جنگی ساخته شده از آهن و فولاد.

          بکر

          (بِ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- دختر دوشیزه.
          ۲- تازه، دست نخورده.
          ۳- اندیشه نو.

            بکره

            (بُ رِ یا رَ) [ ع. بکره ] (اِ.) بامداد پگاه، پگاه.

              بکسل

              (بُ سِ) [ انگ. ] (اِ.) عمل یا فرایند یدک کشیدن یک وسیله نقلیه با وسیله نقلیه دیگر.

                پیمایش به بالا