بلال
(بَ) (اِ.)
۱- آذربویه.
۲- ذرت.
(~. نِ بَ) [ ع. ] (ق.) بدون نسبت. ضح – در استعمال کلمه یا جملهای نا به جا و غیرمناسب برای این که به مخاطب برنخورد گویند.
(بُ بِ) [ انگ. ] (اِمر.)کاسه ساچمهای که برای کم کردن نیروی اصطکاک و تبدیل لغزیدن به چرخیدن در قسمتهای مختلف گردنده ماشینها و ابزارها از آن استفاده کنند.
(بُ بُ) (اِ.) پرندهای کوچک از تیره توکا با سطح پشتی قهوهای خوش رنگ و یک دست و سطح شکمی مایل به خاکستری کم رنگ که در ناحیه گلو و شکم به سفیدی میگراید. به خاطر آواز زیبایش معروف است.