بلل

(بَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تری، نم، نمناکی.
۲- چیز اندک.
۳- بلل مشتبه (فق.) رطوبت شبهه ناک که در زیر جامه نایم دیده شود.

    بلماج

    (بُ لْ یا لَ) (اِ.) نوعی از کاچی که آش بی گوشت رقیق آبکی باشد؛ اماج.

      بلمه

      (بَ مِ) (اِ.)
      ۱- ریش بلند و انبوه.
      ۲- مردی که ریش بلند و انبوه داشته باشد. بامه هم گفته شده.

        بلنج

        (بَ لَ) (اِ.)
        ۱- اندازه، مقدار.
        ۲- مبلغ.

          بلند

          (بُ لَ) (ص.)
          ۱- دارای کشیدگی زیاد به سوی بالا.
          ۲- دارای فاصله زیاد از زمین.
          ۳- دراز، کشیده.
          ۴- دارای دامنه زیاد.
          ۵- دارای ارزش، یا اهمیت یا اعتبار معنوی.

            پیمایش به بالا