بهمان
(بَ) (مبهم) شخص یا شی ء مجهول.
(بَ مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- یکی از امشاسپندان.
۲- دوّمین روز از هر ماه خورشیدی.
۳- یازدهمین ماه سال خورشیدی و دومین ماه زمستان.
۴- توده بزرگ برفی که در اثر صدا یا هر محرک دیگر از کوه فرو میریزد.
۵- از الحان قدیم ایرانی.
۶- گیاهی دو ساله و سبز رنگ با گلی زرد که ریشه آن مصرف دارویی دارد.
(بَ مَ جَ نِّ) [ معر. ] (اِمر.) جشنی که در دومین روز از ماه بهمن (که به همین نام میباشد) در ایران باستان برگزار میشد.
(بِ) (اِ.) پرستار، آن که پس از طی دورههای خاصی اجازه دارد بخشی از وظایف پرستاران را انجام دهد.