بهیزک

(بِ زَ) [ په. ] (اِ.) پنج روز آخر سال. به نام‌های: اهنود، اشتود، سپنتمد، و هوخشتر، و هیشتوایشت، که مأخوذ از نام پنج فصل گاثه‌ها می‌باشد. در ایران باستان هر ماه سی روز بوده‌است بنابراین به آخر سال یعنی پایان اسفند، پنج روز می‌افزودند تا سال سیصدوشصت وپنج روز کامل شود. در فارسی پنجه یا پنجه دزدیده و پنجک، و در عربی خمسه مسترقه و در پهلوی بهیزک یا وَهیچک و اندرگاه نامیده‌اند.

    بهیمه

    (بَ مِ) [ ع. بهیمه ] (اِ.) چهارپا، ج. بهایم.

      بهیه

      (بِ یَّ) [ ع. بهیّه ] (ص.)
      ۱- روشن، تابان.
      ۲- نیکو، زیبا.

        بو

        ۱ – (اِ.) آن چه به وسیله بینی و حس شامه احساس شود.
        ۲- امید، آرزو.
        ۳- عطر.
        ۴- (مص م.) درک کردن، دریافتن.

          بو

          [ ع. ] (اِ.) در آغاز کنیه‌های عربی می‌آید: بوالقاسم، بوالفضل.

            پیمایش به بالا