بوف
(اِ.) جغد.
(اِ.)
۱- نای، نای بزرگ.
۲- دستگاهی در وسایل نقلیه که با به صدا درآوردن آن به دیگران اخطار میدهند.
۳- نوعی از شیپور کوتاه که شکارچیان برای راندن شکار از محلی به محل دیگر به کار برند، نفیر.
۴- صدای ممتد یا مقطع سوت مانندی که از گوشی تلفن شنیده میشود.
۵- میوه خشکی شبیه قیف که از یک طرف میشکافد.
۶- (عا.) کنایه از: آدم ابله و خونسرد. ؛ ~زدن در هزیمت کار احمقانه کردن. ؛ ~ سحر صبح بسیار زود، هنگام سحر. ؛ ~ سگ دیر وقت شب، نزدیک سحر.
(قَ لَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- دیبای رومی رنگارنگ، پارچهای که نمایش چند رنگ بدهد.
۲- پرندهای از راسته ماکیان با گردنی برهنه و گوشتی و پنجههای قوی.
(بُ) [ فر. ] (اِ.) ورزشی که در آن ورزشکار با استفاده از مشت با ورزشکار دیگر مبارزه میکند، مشت زنی.