بوکسور

(بُ سُ) (ص فا.) ورزشکاری که با استفاده از مشت به مبارزه با ورزشکار دیگر بپردازد، مشت زن.

    بوکه

    (بُ کِ)
    ۱- کلمه تمنی ‘، کاشکی.
    ۲- (ق.) مگر.

      بوگندو

      (گَ) (اِصت.)
      ۱- دارای بوی بسیار بد.
      ۲- جهت ابراز تنفر به کسی یا چیزی گفته می‌شود.

        بول

        [ ع. ] (اِ.) پیشاب، ادرار، شاش.

          بولتن

          (بُ لْ تَ) [ انگ. ] (اِ.) گزارش کوتاه چاپی (یا تکثیر شده) رویدادها و خبرهای یک مؤسسه، خبرنامه (فره).

            بولدوزر

            (دُ زِ) [ انگ. ] (اِ.) ماشین سنگین زنجیردار با قدرت زیاد که با تیغه فولادی سپر مانند جلوی خود، خاک و مصالح روی زمین را جا به جا می‌کند، هموارساز (فره).

              بولوار

              [ فر. ] (اِ.) خیابان پهنی که وسط آن درخت و گل و گیاه باشد و به دو قسمت مساوی تقسیم شود، چارباغ (فره).

                بولینگ

                [ انگ. ] (اِ.) نوعی بازی که در آن بازیکنان باید نشانه‌های چوبی بطری مانند را با پرتاب گوی سرنگون کنند.

                  بوم

                  [ په. ] (اِ.)
                  ۱- سرزمین، ناحیه.
                  ۲- زمین شیار نکرده.
                  ۳- جا، مقام.
                  ۴- سرشت، طبیعت.
                  ۵- پارچه قاب گرفته‌ای که روی آن نقاشی کنند.
                  ۶- زمینه پارچه زردوزی شده.

                    پیمایش به بالا