بیخو

(خُ یا خَ) (ص مر.) زمینی که از علف و گیاهان هرزه پاک شده باشد.

    بید

    [ په. ] (اِ.) درختی است از تیره بیدها، بی میوه، سایه دار، دارای شاخه‌های مستقیم و بلند. چوبش کم دوام است از پوست آن ماده‌ای به نام سالیسین به دست می‌آید که تب بُر است.

      بید

      (اِ.) = پت: حشره‌ای است ریز با بال‌های باریک که پارچه‌های پشمین را می‌خورد بیو، بیب، بیتک هم گفته شده.

        بیداء

        (بَ یا بِ یْ) [ ع. ] (اِ.) بیابان، ج. بیداوات.

          بیدار

          (ص.)
          ۱- کسی که در خواب نباشد؛ مق خوابیده.
          ۲- آگاه، هوشیار.

            پیمایش به بالا