بیضوی

(بِ یا بَ ضَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به بیضه.
۱- به شکل تخم مرغ.
۲- یکی از اشکال هندسی.

    بیضی

    (بِ) [ ع. ] (اِمر.) یکی از اشکال هندسی که کشیده تر از دایره بوده و دارای دو کانون می‌باشد.

      بیطره

      (بَ یا بِ طَ رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.) دام پزشکی.

        بیعانه

        (بِ نِ) (اِمر.) پول پیش، پولی که خریدار پیش از خرید به فروشنده می‌دهد.

          بیعت

          (بِ عَ) [ ع. بیعه ]
          ۱- (مص ل.) پیمان بستن.
          ۲- (اِ.) عهد، پیمان.
          ۳- (اِ.) معبد یهود و نصاری ؛ ج. بیعات.

            پیمایش به بالا