(بِ) (اِ.) سرزنش، طعنه.
(بِ رِ) نک بیغار.
(اِ.) نیزه، رمح.
(بِ) (اِ.) بایغوش.
(بِ لِ) (اِ.) ۱- کُنج، گوشه. ۲- ویرانه.
(تِ) [ فر. ] (اِ.) قطعهای نازک از گوشت گاو که آن را سرخ کنند.
(بِ) [ تر. ] (اِ.) = بیگ: ۱- بزرگ زاده، شاهزاده. ۲- رییس قبیله. ۳- فرمانده سپاه.
(به یکبار) (بِ) (ق.) ناگهان.
(کَ) (ص مر.) بی پایان، نامحدود.
[ فر. ] (اِ.) مایو دو تکه.