پتگر

(پَ گَ) (ص فا.) آهار زننده، آهار کننده.

    پته

    (پَ تِ) ( اِ.)
    ۱- پروانه عبور، جواز.
    ۲- بندی که در جوی‌ها درست کنند تا آب را نگه دارد.
    ۳- کاغذ مقوایی یا مهره فلزی که به جای پول به کار می‌رفته. ؛ ~ کسی را روی آب انداختن کنایه از راز کسی را فاش کردن، رسوا کردن.

      پتو

      (پَ) ( اِ.) نوعی روانداز که به جای لحاف به هنگام خواب بر روی کشند.

        پتو

        (پَ تُ) (اِ.) پرتو؛ موضعی را گویند از کوه و غیر آن که پیوسته آفتاب در آن بتابد؛ مق. نسر، نسار.

          پتواز

          (پَ) ( اِ.)
          ۱- لانه، نشیمنگاه پرندگان، و آن چوب بستی باشد که برای نشستن پرندگان درست می‌کنند. پدواز و بتواز و پتوازه نیز گویند.
          ۲- جواب، پاسخ.

            پتی

            (پَ) (ص.) (عا.)
            ۱- خالی، ساده.
            ۲- برهنه، لخت.
            ۳- آشکار.

              پتیاره

              (پَ رِ) [ په. ]
              ۱- ( اِ.) دیو.
              ۲- آفت، بلا، آسیب.
              ۳- (ص.) زشت، نازیبا.
              ۴- بدخوی مردم آزار در مورد زن.

                پچپچه

                (پِ پِ چِ) (اِصت.) سخنی که بر سر زبان‌ها بیفتد و مردم آن را به طور درگوشی به یکدیگر بگویند.

                  پیمایش به بالا