پچشک

(پُ چُ) ( اِ.) پشکل گوسفند و بز و مانند آن.

    پچکم

    (پِ کَ) ( اِ.)
    ۱- خانه‌ای که از همه سوی در و پنجره دارد.
    ۲- گرگ، ذئب.

      پچل

      (پِ چَ) (ص.)
      ۱- شلخته.
      ۲- کثیف، پلید. بچل، چپل و پچول نیز گویند.

        پخ

        (پِ) (اِصت.) نوعی صدا برای ترساندن کسی.

          پخ

          (پَ) (ص.) چیز پهن و صاف که لبه آن گرد باشد و تیزی نداشته باشد.

            پخت

            (پُ) (اِ.)
            ۱- عمل یا فرایند پختن.
            ۲- هر یک از نوبت‌های پختن محصولی به ویژه آن چه در تنور یا کوره پخته می‌شود.
            ۳- لگد مطلقاً، خواه اسب بر کسی زند و خواه آدم و حیوانات دیگر.

              پیمایش به بالا