پر بودن
(پُ. دَ) (ص.)
۱- ارزشمند بودن.
۲- (عا.) عالم، بامعلومات.
(پَ رُ) (اِمر.) ۱- پا. ۲- پیش آمد ؛ از ~افتادن درمانده شدن. ؛به ~ی کسی پیچیدن کنایه از: مزاحمت و دردسر ایجاد کردن برای کسی.
(پَ دَ یا دِ) [ معر. ] (اِ.) = فرزدق:
۱- گلولهای از خمیر که به جهت پختن نان آماده کرده باشند، چانه، چونه.
۲- تکه اضافی که از گلوله خمیر میگیرند هنگامی که گلوله از اندازه بزرگتر باشد.
۳- آرد خشکی که زیر گلوله خمیر پاشند.
۴- نان کوله رفته در تنور.