پرتابی

(پَ) (ص نسب.)
۱- پرتاب شده.
۲- تیری که آن را نتوان بسیار دور انداخت.
۳- کماندار، تیرانداز.

    پرتره

    (پُ رِ) [ فر. ] (اِ.) طرح صورت، نقاشی چهره.

      پرتقال

      (پُ تِ) (اِ.) درختی است از تیره مرکبات ویژه مناطق مرطوب. میوه آن کروی، آبدار، شیرین و سرشار از ویتامین ث می‌باشد و دارای پوست نارنجی است.

        پرتگاه

        (پَ) (اِ.) جای بلندی که احتمال پرت شدن از آن وجود دارد.

          پرتو

          (پَ) (اِمر.)
          ۱- فروغ و روشنایی.
          ۲- بازتاب نور.
          ۳- اثر، تأثر.

            پرتوشناسی

            (پَ تُ ش ِ) (حامص. اِمر.) به کار بردن اشعه ایکس برای تشخیص و معالجه امراض ؛ رادیولوژیوی.

              پرتوه

              (پَ تُ وَ یا وِ) (اِ.) خطوط باریکی که از تابیدن نور پیدا می‌شود.

                پرچ کردن

                (پَ. کَ دَ) فرو کردن میخ در چیزی و پهن کردن سر یا ته آن بوسیله ضربات چکش به منظور محکم کردن آن.

                  پیمایش به بالا