آن

چه (چِ)(ضم. حر.)
۱- چیزی که.
۲- هر چیز.

    آن

    ۱ – پسوند دال بر زمان: بامدادان، ناگاهان.
    ۲- پسوند دال بر مکان و موطن: گیلان، یونان، ایران، دیلمان.
    ۳- پسوند حاصل مصدر است در آخر ریشه فعل: چادردران کردن، راه جامه دران.
    ۴- پسوند دال بر کثرت و استمرار در آخر اسم فاعل (مرخم.): درم – ریزان، گلریزان.
    ۵- پسوند صفت فاعلی در آخر ریشه فعل = مفرد امر حاضر: خرامان، روان، نگران.
    ۶- پسوند دال بر نسبت بنوت و فرزندی: اردشیر بابکان (اردشیر پسر بابک)، خسرو قبادان (خسرو پسر قباد).
    ۷- پسوند دال بر جشن و آذین و شادمانی و سوگ: آشتی کنان، آینه بندان.
    ۸- گاه به آخر صفات پیوندد و تغییری در معنی و نوع کلمه نمی‌دهد: شادان، آبادان.
    ۹- پسوند جمع: یکی از دو علامت جمع پارسی است و آن در موارد ذیل به کار رود: الف: جانداران (انسان و حیوان) و نام اقوام و ملل به «ان» نیز جمع بسته شوند: مردان، اسبان، ترکان. ب: بعضی اعضای بدن (که زوج و متعدد باشند) علاوه بر «ها» به «ان» نیز جمع بسته شوند: چشمان، ابروان. ج: کلمات ذیل دال بر زمان: علاوه بر «ها» به «ان» جمع بسته شوند: روزگاران، روزان، شبان.

      آن

      (اِ.) از مصطلحات صوفیانه‌است و آن نوعی حسن و زیبایی است که قابل درک اما توصیف ناپذیر است.

        آن

        [ په. ] (ضم.) ضمیر اشاره برای دور. مق این.

          آن چنانی

          (~.) (ص نسب.)
          ۱- (کن.) دارای وضع ناشایست و نامطلوب.
          ۲- (عا.)مجلل، گران قیمت.

            آن سر

            (سَ) (اِ.) کنایه از: آن دنیا، آخرت.

              آن سری

              (سَ) (ص نسب.) اخروی، آخرتی ؛ مق. این سری، خدایی، الهی، غیبی.

                پیمایش به بالا