صفت

غم انگیز

(غَ. اَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که تولید غم کند، غم آور.

    غلیغر

    (غِ غَ) (ص شغل.) گلکار، بنا. گلگیر و غلیگر و گلیگر نیز گویند.

      غلق

      (غَ لِ) [ ع. ] (ص.) سخن دشوار و مشکل.

        غلچه

        (غَ چَ یا چِ) (ص.)۱ – روستایی.
        ۲- اوباش.

          غلط انداز

          (~. اَ) [ ع – فا. ]
          ۱- (ص فا.) آن چه که دیگران را به اشتباه بیندازد، دارای ظاهر آراسته و پرهیمنه ولی توخالی.
          ۲- (ص مف.) تیری که به نشانه نرسد.

            غلتبان

            (غَ لْ تَ)
            ۱- (اِ.) سنگی به شکل استوانه که آن را روی بام‌های کاهگلی می‌غلتاندند تا کاهگل سفت شود.
            ۲- (ص.) مردی که آلت دست زنش باشد.

              پیمایش به بالا