صفت

شیشه گر

(~. گَ) (ص شغل.) کسی که آلات و ادواتی از شیشه درست کند.

    شیک

    [ فر. ] (ص.)۱ – زیبا، قشنگ.
    ۲- ظریف. ؛ ~ و پیک بسیار مرتب و آراسته.

      شیرمست

      (مَ) (ص مر.) برّه گوسفند یا بز که شیر بسیار خورده و فربه گشته باشد.

        شیرینی

        (ص نسب. اِمر.)
        ۱- هرچیز که مزه قند و شکر و نبات دهد. مق تلخی و ترشی.
        ۲- خوردنی‌هایی که با شکر و روغن و آرد یا مواد دیگر به اقسام مختلف بسازند.

          شیرزده

          (زَ دَ یا دِ) (ص مر. اِمر.) کودکی که به هنگام شیرخوارگی کم شیر خورده لاغر و نزار شده باشد. ج. شیرزدگان.

            پیمایش به بالا