(بُ نِ) [ ع – فا. ] ۱- (ق مر.) به طور بلاهت و بی تمیزی. ۲- (ص.) شبیه و مانند بله.
(بُ هَ وَ) [ ع. ] (ص.)پرهوس، هوسکار.
(~. زِ) (ص مر.) معروف، نامدار، مشهور.
(بَ غَ دَ) (ص. اِ.) ۱- بی قید، بی بند و بار. ۲- بی دین. ۳- تن پرور.
(بُ فَ خَ) (ص.) بد، زشت، پلید.
(بُ مِ) (ص مر. اِمر.) پرآرزو، بسیار کام.
(~.) [ روس. ] (ص.) پیرو مرام بلشویسم.
(بَ عَ) [ ع. بلعوم ] (ص.) مرد بسیار خوار، کسی که غذا را به تندی بلعد.
(بُ لَ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ بلیغ ؛ سخندانان، سخن سنجان.
(بَ غَ دِ) (ص.) بالای هم نهاده، جمع کرده.