صفت

آب داده

(دِ) (ص مف.)
۱- آب پاشیده، مشروب.
۲- تیز، تیز کرده (صفت برای شمشیر یا خنجر).

    آب بند

    (بَ) (ص. اِمر.)
    ۱- سَّد.
    ۲- کسی که ماست و پنیر و مانند آن را درست می‌کند.
    ۳- کسی که تَرَک ظروف شکسته را می‌گرفت.

      این

      [ په. ] (ص. ضم.)
      ۱- ضمیر اشاره برای نزدیک. مق. آن.
      ۲- مورد اشاره یا گفتگو: این کار درست نیست.

        ایمن

        (اَ مَ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) جانب راست.
        ۲- (ص.) میمون، خجسته.

          ایمن

          (مِ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- محفوظ، مصون.
          ۲- سالم، در سلامت.
          ۳- رستگار.

            پیمایش به بالا