اسم

شعف

(شَ عَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) خوشحال شدن.
۲- (اِ مص.) خوشحالی.

    شعار

    (ش) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- نشانه، علامت.
    ۲- نشانه‌ای مخصوص که گروهی از مردم به وسیله آن یکدیگر را بشناسند.
    ۳- لباس زیر.
    ۴- رسم، عادت.

      شعاع

      (شُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- نور خورشید.
      ۲- روشنایی، پرتو.
      ۳- نصف قطر، خطی مستقیم از مرکز دایره به نقطه‌ای از محیط دایره.

        شعایر

        (شَ یِ) (اِ.) جِ شعاره، شعیره.
        ۱- نشانه‌ها، علامت‌ها.
        ۲- هر یک از مناسک حج.
        ۳- آداب و رسوم مذهبی یا ملی.

          شعب

          (شَ عْ) [ ع. ] (اِ.) قبیله بزرگ که از آن قبایلی چند منشعب شود.

            شعب

            (ش عْ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- دره.
            ۲- ناحیه.
            ۳- قبیله.

              شعب

              (شُ عَ) [ ع. ] (اِ.) جِ شعبه ؛ شاخه‌ها.

                شعبان

                (شَ) [ ع. ] (اِ.) ماه هشتم از سال قمری.

                  شعبده

                  (شَ یا شُ بَ دِ) [ ع. شعبده ] (اِ.)
                  ۱- (مص ل.) تردستی کردن.
                  ۲- (اِ.) حقه، نیرنگ.

                    Scroll to Top