اسم

شغار

(شُ) (اِ.) خاکستر و بقایای حاصل از سوختن اشنان قصارین که حاوی مقداری کربنات پتاسیم است و به همین جهت در صابون سازی به کار می‌رود؛ سنگ گازران، حجرلوقواغرافس.

    شغال

    (شَ) [ په. ] (اِ.) جانوری است پستاندار از راسته گوشت خواران شبیه به سگ، که دارای دُمی پُر مو می‌باشد.

      شغب

      (شَ غَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) برانگیختن فتنه و فساد.
      ۲- (اِ.) آشوب، شور و غوغا.

        شفا

        (ش) [ ع. شفاء ]
        ۱- (مص ل.) تندرستی یافتن پس از بیماری.
        ۲- (اِمص.) بهبودی، تندرستی.
        ۳- (اِ.) درمان.

          شفاعت

          (شَ عَ) [ ع. شفاعه ]
          ۱- (مص ل.) خواهش کردن.
          ۲- درخواست بخشش یا کمک کردن از کسی برای دیگری.
          ۳- (اِمص.) خواهش.

            Scroll to Top