اسم

شراک

(ش) [ ع. ] (اِ.)
۱- بند کفش از دوال. ج. شِرُک.
۲- گیاه خشک باران رسیده.

    شرایط

    (شَ) [ ع. ] (اِ.) جِ شریطه ؛ پیمان‌ها، قراردادها، قرارها.

      شرب

      (شَ) (اِ.) پارچه‌ای از کتان بسیار نازک و گرانبها که در قدیم از آن پیراهن و دستار می‌کردند و کشور مصر به ساختن آن مشهور بود.

        شدیار

        (ش یا شُ) (اِ.) شیار، شخم، زمین شیار کرده.

          شر

          (شَ رّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- بدی.
          ۲- بدذاتی.
          ۳- فساد.

            شراء

            (ش) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) خریدن.
            ۲- (اِ مص.) خرید.
            ۳- فروش.

              شراب

              (شَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- نوشیدنی.
              ۲- می‌.
              ۳- جام می‌.
              ۴- دارویی که از شکر یا عسل پخته درست کنند. ؛ ~در سر داشتن کنایه از: مست بودن.

                Scroll to Top