اسم

شایعه

(یِ عَ یا عِ) [ ع. شایعه ] (اِ.) مؤنث شایع. خبری که شیوع یافته باشد. ج. شایعات.

    شایگان

    [ په. ] (ص مر.)
    ۱- سزاوار.
    ۲- درخور شاه.
    ۳- هر چیز خوب و گران بها.
    ۴- فراخ.
    ۵- خزانه.
    ۶- گنج شاهانه.
    ۷- از عیوب قافیه‌است و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
    ۱- هاله، خرمن ماه.
    ۲- پرده‌ای است از موسیقی.

      شأن

      (شَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- کار، حال.
      ۲- امر بزرگ. ج. شئون (شؤون).

        شاهکار

        (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.

          شاهنشاه

          (هَ) (اِ. ص.) لقب شاه ایران، شاه شاهان، پادشاه بزرگ، شاهنشه و شهنشه نیز گویند.

            شاه نشین

            (نِ) (اِمر.)
            ۱- تخت، جای نشستن شاه.
            ۲- قسمتی از اتاق که سطح آن بالاتر از قسمت‌های دیگر بود، مخصوص نشستن بزرگان.

              Scroll to Top