شادروان
(دُ یا دَ رْ) [ په. ] (اِ.)
۱- چادر، سراپرده بزرگ.
۲- فرش گران بها.
۳- شاه نشین.
(لُ) [ فر. ] (اِ.) وسیلهای به شکل صفحه فلزی یا پلاستیکی با سوراخها یا شکافهایی به شکل حروف، اعداد یا شکلهای گوناگون دیگر.
(تُ بِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی غذا به صورت برش ضخیمی از فیله گاو سرخ شده به همراه سیب زمینی سرخ کرده.
(تُ) [ فر. ] (اِ.) آلتی در موتور ماشین که حرکت را از پیستون به میل لنگ منتقل میسازد، دسته پیستون.
[ په. ] (اِ.)
۱- شاخه درخت.
۲- نوعی ابزار دفاعی استخوان مانند که بالای سر حیواناتی مانند گاو و گوزن و… میروید.
۳- پاره، قطعه، شعبه. ؛ ~ در آوردن کنایه از: بسیار تعجب کردن. ؛ ~ ِ غول را شکستن کار فوق طاقت انجام دادن. ؛ با ~ گاو درافتادن کنایه از: حد خود را نشناختن و با قوی تر از خود پنجه درافکندن.