اسم

سیاه گوش

(اِمر.) جانوری است گوشت خوار شبیه شغال با پوستی قهوه‌ای و گوش‌های منگوله‌ای، معمولاً به دنبال شیر حرکت می‌کند تا بازمانده غذای او را بخورد.

    سیاه مشق

    (مَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
    ۱- تمرین خوشنویسی که در آن کلمات یا حروف به صورت تکراری و انبوه کنار یکدیگر نوشته شده باشند.
    ۲- کنایه از تمرین زیاد در یک حرفه یا هنر.

      سیاهک

      (هَ) (اِمصغ.)
      ۱- سیاه کوچک.
      ۲- قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیره اوستیلاژیناسه و نوع دیگرش از تیره تیلتیاسه‌است، اراقوا.
      ۳- لیخنیس.

        سیاهه

        (هِ یا هَ)(اِ.)
        ۱- صورتحساب، نوشته‌ای که در آن موارد دخل و خرج را بنویسند.
        ۲- زن بدکاره.

          سیب

          [ په. ] (اِ.) درختی است از تیره گل سرخیان، برگ‌هایش بیضوی با دندانه‌های فاصله دار، میوه اش خوشبو و خوش طعم و بر چند قسم است. همه اقسام آن خوشبو، لطیف و مغذی است. ؛ مثل ~ که از وسط نصف کرده باشند کنایه از: عیناً شبیه کسی.

            سیب زمینی

            (زَ) (اِمر.) گیاهی است بوته مانند با برگ‌های بریده، دارای ساقه‌های زیرزمینی خوراکی که مانند غلات دارای ارزش غذایی فراوان است.

              سیاه زخم

              (زَ) (اِمر.) مرضی است عفونی که در انسان معمولاً زخمی موضعی و بدخیم تولید می‌کند و به ندرت اعضای داخلی روده و ریه را می‌گیرد. و معمولاً از گوسفندان به انسان سرایت می‌کند.

                سیاه سرفه

                (سُ فِ یا فَ) (اِمر.) مرضی است عفونی و بسیار ساری که ویروسش بیشتر در حنجره، قصبه الریه، نایژه‌ها موضع می‌گیرد که باعث سرفه‌های شدیدی می‌شود.

                  Scroll to Top