اسم

سیاه پوش

۱ – (ص فا.) کنایه از: سوگوار.
۲- (اِ.) شبگرد، عسس.

    سیاه چادر

    (دُ) (اِمر.) چادر سیاه، خیمه‌هایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می‌کنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز می‌گویند.

      سیاه درخت

      (دِ رَ) (اِمر.)
      ۱- درختچه‌ای از تیره عناب‌ها که برگ‌هایش در شاخه‌های جوان متقابل و دندانه دار است. گل‌هایش خوشه‌ای و به رنگ زرد مایل به سبز است. میوه این گیاه به بزرگی یک نخود و طعمش تلخ و نامطبوع است. از میوه آن شیره‌ای به نام شیره نرپرن می‌گیرند که مسهلی است قوی.
      ۲- درختی که میوه دهد؛ بارور.

        سیالخ

        (سَ لِ) (اِ.)
        ۱- خارخسک.
        ۲- خارخسک مانندی سه پهلو که از آهن می‌سازند و بر سر راه دشمن و اطراف قلعه‌ها می‌ریختند.

          سیان

          (سَ) (اِ.) عشقه، گیاهی که به درخت پیچد.

            سیانور

            [ فر. ] (اِ.) نمک اسید سیانیدریک، سمی است خطرناک که برای ساختن مواد حشره کش و نیز در آبکاری برقی به کار می‌رود.

              سیاه

              [ په. ]
              ۱- (ص.) آن چه به رنگ زغال است. متضاد سفید.
              ۲- تیره، تاریک.
              ۳- (اِ.) رنگ زغال.
              ۴- کسی که پوستش سیاه باشد، سیاه پوست.
              ۵- حبشی.
              ۶- شوم، بدیمن. ؛ ~بازار بازاری که در آن قیمت اشیا را بیش از قیمت اصلی و رسمی خرید و فروش کنند.

                Scroll to Top