سیاه
[ په. ]
۱- (ص.) آن چه به رنگ زغال است. متضاد سفید.
۲- تیره، تاریک.
۳- (اِ.) رنگ زغال.
۴- کسی که پوستش سیاه باشد، سیاه پوست.
۵- حبشی.
۶- شوم، بدیمن. ؛ ~بازار بازاری که در آن قیمت اشیا را بیش از قیمت اصلی و رسمی خرید و فروش کنند.
[ په. ]
۱- (ص.) آن چه به رنگ زغال است. متضاد سفید.
۲- تیره، تاریک.
۳- (اِ.) رنگ زغال.
۴- کسی که پوستش سیاه باشد، سیاه پوست.
۵- حبشی.
۶- شوم، بدیمن. ؛ ~بازار بازاری که در آن قیمت اشیا را بیش از قیمت اصلی و رسمی خرید و فروش کنند.
[ انگ. ]C.P.U (اِ.) بخشی از کامپیوتر که فرمانها را پرداخت و اجرا میکند، واحد پردازش مرکزی.
[ انگ. ] (اِ.) نام انگلیسی «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» CIA که فعالیتهای جاسوسی و اطلاعات آمریکا را در خارج به عهده دارد.
[ فر. ]
۱- (ص.) مربوط به تهیگاه.
۲- (اِ.) نام سیاتیک به عصب نسائی بزرگ اطلاق میشود.
۳- درد مربوط به عصب سیاتیک را نیز به نام سیاتیک خوانند و آن عبارت از درد شدیدی است که در سرتاسر این عصب حس میشود.