اسم

سگ ماهی

(سَ) (اِمر.)
۱- یکی از ماهی‌های حلال گوشت و فلس دار و استخوانی دریای مازندران که فلس‌هایش بزرگ است و به آسانی می‌افتد.
۲- ماهی خاویار.

    سکسکی

    (سُ سُ) (اِ.) زحمتی که انسان را در غایت ضعف پیدا شود و آن تپش دل است که به اندک جنبشی و حرکتی ایجاد گردد.

      سکن

      (سَ کَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) جای گرفتن.
      ۲- آرمیدن.
      ۳- (اِ.) آن چه که به آن انس گیرند و آرامش پیدا کنند.

        سکن

        (سَ) [ ع. ] (اِ.) قوت، خورش ؛ ج. اَسکان.

          سکنات

          (سَ کِ) [ ع. ] (اِ.) سکون‌ها، استقامت‌ها. جِ سکنه.

            سکنج

            (سَ کَ یا س کُ) (اِ.)
            ۱- سرفه.
            ۲- خراش.
            ۳- گزندگی.

              سکندر

              (س کَ دَ) (اِ.) لغزیدن، به سر درآمدن.

                سکنگبین

                (س کَ گَ یا گُ) (اِمر.) = سکنجبین: شربتی که از سرکه و انگبین و شکر درست کنند.

                  Scroll to Top