اسم

سکندر

(س کَ دَ) (اِ.) لغزیدن، به سر درآمدن.

    سکنگبین

    (س کَ گَ یا گُ) (اِمر.) = سکنجبین: شربتی که از سرکه و انگبین و شکر درست کنند.

      سکنه

      (~.) [ ع. سکنه ] (اِ.)
      ۱- حالتی که شخص در آن هست ؛ وضع.
      ۲- محل اتصال سر و گردن ؛ ج. سکنات.

        سکنه

        (سَ کَ نِ یا نَ) [ ع. سکنه ] (اِ.)
        ۱- ساکنین.
        ۲- سکون، استقامت ؛ ج. سکنات.

          سکنی

          (سُ نا) [ ع. ] (اِ.) مسکن، جای اقامت.

            سکه

            (سُ کَّ) [ ع. ] (اِ.) کوچه، کوی.

              سکرکه

              (سُ کُ کَ) (اِ.) شرابی که از ارزن درست کنند.

                سکره

                (سُ رَ یا رِ) (اِ.) [ معر. ] = اسکوره. اسکره. اسکرچه. سکرچه. سکرجه:
                ۱- کاسه گلی.
                ۲- پیاله‌ای است که مقداری معین جا بگیرد.

                  سکس

                  (س) [ فر. ] (اِ.)۱ – جنسیت (زن یامرد).
                  ۲- جنس زن.
                  ۳- روابط جنسی زن و مرد.

                    سکسک

                    (سُ سُ) (اِ. ص.)
                    ۱- زمین بد و نا – هموار.
                    ۲- اسبی که بد و ناهموار راه رود.

                      Scroll to Top