اسم

سفینه

(سَ نَ یا نِ) [ ع. سفینه ] (اِ.)
۱- کشتی.
۲- جُنگ، مجموعه‌ای شامل اشعار.

    سقاخانه

    (سَ. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاه‌ها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته می‌شد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.

      سقر

      (سَ قَ) [ ع. ] (اِ.) دوزخ، جهنم.

        سقراق

        (سَ) [ تر. ] (اِ.) = سغراق: کاسه و کوزه لوله دار.

          سفن

          (سَ فَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پوستِ سخت، پوست ماهی یا نهنگ.
          ۲- تیشه چوب تراشی.

            سفوف

            (سَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- آرد بیخته.
            ۲- هر داروی کوبیده که خشک مصرف کنند.

              سفیداب

              (~.) (اِمر.)
              ۱- پودر سفیدی که زنان به صورت خود مالند.
              ۲- گرد سفیدی که از بعضی مواد گرفته می‌شود و در نقاشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

                Scroll to Top