اسم

سقط

(سَ یا س قْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بچه نارس یا مرده که پیش از فرا رسیدن هنگام ولادت از شکم مادر خارج شود.
۲- برف.
۳- شبنم.

    سقط

    (سَ قَ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) خطا.
    ۲- کالای پست.
    ۳- (اِمص.) رسوایی، فضیحت.

      سفینه

      (سَ نَ یا نِ) [ ع. سفینه ] (اِ.)
      ۱- کشتی.
      ۲- جُنگ، مجموعه‌ای شامل اشعار.

        سقاخانه

        (سَ. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاه‌ها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته می‌شد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.

          سفن

          (سَ فَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پوستِ سخت، پوست ماهی یا نهنگ.
          ۲- تیشه چوب تراشی.

            سفوف

            (سَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- آرد بیخته.
            ۲- هر داروی کوبیده که خشک مصرف کنند.

              سفیداب

              (~.) (اِمر.)
              ۱- پودر سفیدی که زنان به صورت خود مالند.
              ۲- گرد سفیدی که از بعضی مواد گرفته می‌شود و در نقاشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

                Scroll to Top